کلمه جو
صفحه اصلی

hard-set

انگلیسی به فارسی

سرسخت، یکدنده


گرفتار، در تنگنا، در زحمت


سفت، محکم، سخت، جایگزین (شده)، (محکم) کار گذاشته شده



کلمات دیگر: