بازدار، مهار، جلوگیر، گیر، بند
holdback
انگلیسی به فارسی
(تسمهای که یراق اسب را به تیر درشکه یا گاری و غیره وصل میکند ) بند فرمان
نگه داشتن، مانع، بند، توقف، اشغال کننده، گیر
کلمات دیگر:
بازدار، مهار، جلوگیر، گیر، بند
(تسمهای که یراق اسب را به تیر درشکه یا گاری و غیره وصل میکند ) بند فرمان
نگه داشتن، مانع، بند، توقف، اشغال کننده، گیر