کلمه جو
صفحه اصلی

huggermugger

انگلیسی به فارسی

سردرگمی، آشفتگی، درهم و برهمی، نابسامانی


(قدیمی) پنهانی، اختفا، پنهانداری


(قدیمی) بطور پنهانی، در خفا، محرمانه


سردرگم، گیج، آشفته، درهم و برهم، نابسامان، بههم ریخته، شتر گاو پلنگ، صحرای کربلا


محرمانه نگهداشتن، پنهانداری کردن


رفتار سری داشتن، با استتار عمل کردن


با سردرگمی و آشفتگی عمل کردن


huggermugger، تنهایی، مطلب محرمانه، درهم و برهمی، پنهانی، مخفی کردن، نهان کردن، پنهان، زیر جلی



کلمات دیگر: