سردرگمی، آشفتگی، درهم و برهمی، نابسامانی
huggermugger
انگلیسی به فارسی
(قدیمی) پنهانی، اختفا، پنهانداری
(قدیمی) بطور پنهانی، در خفا، محرمانه
سردرگم، گیج، آشفته، درهم و برهم، نابسامان، بههم ریخته، شتر گاو پلنگ، صحرای کربلا
محرمانه نگهداشتن، پنهانداری کردن
رفتار سری داشتن، با استتار عمل کردن
با سردرگمی و آشفتگی عمل کردن
huggermugger، تنهایی، مطلب محرمانه، درهم و برهمی، پنهانی، مخفی کردن، نهان کردن، پنهان، زیر جلی
کلمات دیگر: