کلمه جو
صفحه اصلی

reverberatory

انگلیسی به فارسی

بازتابگر، انعکاسی، پژواکی، بازتابشی


(شعله یا حرارت) منحرف شده، واخمشی


(فلزکاری - کورهای که شعله و حرارت آن از بالا به پایین واخمش شده است) کورهی بازتابی، کورهی واخمشی، کورهی زیمنس ـ مارتن


وابسته به کورهی بازتابی


بازجویی



کلمات دیگر: