کلمه جو
صفحه اصلی

setoff

انگلیسی به فارسی

وزنهی تعادل، برابرساز، جبران ساز


تاوان، غرامت، وام متقابل، دین متقابل، ادعای متقابل


رجوع شود به: offset


عازم شدن، متوجه شدن



کلمات دیگر: