کلمه جو
صفحه اصلی

skin-deep

انگلیسی به فارسی

سطحی، تازیر پوست، به عمق پوست


کم مایه، کم عمق


پوست عمیق، سطحی، فقط تا روی پوست، رویی، ظاهری


مترادف و متضاد

superficial


Synonyms: apparent, casual, cursory, empty, flimsy, meaningless, one-dimensional, on the surface, shallow, trivial



کلمات دیگر: