کلمه جو
صفحه اصلی

starry-eyed

انگلیسی به فارسی

(از زور خوشی یا امید و غیره) دارای چشمان درخشان، دارای چشمان پر امید


ناواقع بین، (زیاده) خوشبین، اوهام پرست


مترادف و متضاد

unrealistic


Synonyms: dreaming, half-baked, hoping, impossible, improbable, ivory-tower, nonrealistic, not sensible, on cloud nine, optimistic, romantic, silly


جملات نمونه

a starry-eyed reformer

اصلاح‌طلب زیاده خوش‌بین



کلمات دیگر: