دارای نوارهای تنگ (مانند شکم بند یا کرست)
strait-laced
انگلیسی به فارسی
(رفتار یا عقاید اخلاقی) سختگیر، خشک، بیگذشت، انعطاف ناپذیر
تنگه تنگ، با تور محکم بسته، کرست بسته، شکمبند دار، محدود، در فشار
مترادف و متضاد
prudish
Synonyms: old-maidish, priggish, prim, prissy, proper, puritanical, rigid, square, starchy, stiff, strict, stuffy, uptight, Victorian
کلمات دیگر: