کهنه، کار کرده، مستعمل
well-worn
انگلیسی به فارسی
مبتذل، فرسوده، تکراری، پیش پا افتاده
خوب پوشیده شده، مستعمل، زیاد کار کرده، کهنه، مبتذل، پیش پا افتاده
کلمات دیگر:
کهنه، کار کرده، مستعمل
مبتذل، فرسوده، تکراری، پیش پا افتاده
خوب پوشیده شده، مستعمل، زیاد کار کرده، کهنه، مبتذل، پیش پا افتاده