کرم خورده، کرمزده، کرمو، کرمکی
worm-eaten
انگلیسی به فارسی
کهنه، ازمدافتاده، مال عهد دقیانوس
خورده کرم، کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده، کهنه، پیر، بی ارزش، کهن سال
کلمات دیگر:
کرم خورده، کرمزده، کرمو، کرمکی
کهنه، ازمدافتاده، مال عهد دقیانوس
خورده کرم، کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده، کهنه، پیر، بی ارزش، کهن سال