کلمه جو
صفحه اصلی

hoofs

انگلیسی به فارسی

جمع واژه‌ی hoof


گوسفند، سم، کفشک، حیوان سم دار، باسم زدن، لگد زدن، پای کوبیدن، رقصیدن



کلمات دیگر: