کلمه جو
صفحه اصلی

اﷲداد

لغت نامه دهخدا

اﷲداد. [ اَل ْ لاه ] (اِخ ) از امرای لشکر امیرتیمور گورکان . وی برادر سیف الدین بود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 (فهرست ) شود.


اﷲداد. [ اَل ْ لاه ] (اِخ ) دهی است از دهستان مانه ٔ بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد در 2 هزارگزی شمال باختری مانه سر راه مالرو محمدآباد. جلگه و گرمسیر است . سکنه ٔ آن 65 تن شیعه هستند که به کردی و فارسی سخن میگویند. آب آن از رودخانه ٔ اترک و محصول آن غلات ، پنبه و برنج ، و شغل مردم زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).


اﷲداد. [ اَل ْ لاه ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان کله بور بخش مرکزی شهرستان میانه در 31 هزارگزی جنوب باختری میانه و 31 هزارگزی شوسه ٔ تبریز به میانه . کوهستانی و معتدل است . سکنه ٔ آن 100 تن هستند که مذهب تشیع دارند و بترکی سخن میگویند. آب آن از چشمه ، محصول آن غلات ، نخودسیاه ، بزرک و عدس ، و شغل مردم زراعت و گله داری است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).


اﷲداد. [ اَل ْ لاه ](اِخ ) سرهندی . او راست کتاب مدارالافاضل در لغت فارسی . رجوع به فهرست کتابخانه ٔ سپهسالار ج 2 ص 227 شود.



کلمات دیگر: