ابورعشن . [ اَ رَ ش َ ] (اِخ ) خراش بن اسماعیل الشیبانی . از نسابین است و محمدبن سائب کلبی شاگرد اوست . او راست : کتاب اخبار ربیعه و انسابها. (ابن الندیم ).
ابورعشن
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
ابورعشن . [ اَ رَ ش َ ] (اِخ ) خراش بن اسماعیل الشیبانی . از نسابین است و محمدبن سائب کلبی شاگرد اوست . او راست : کتاب اخبار ربیعه و انسابها. (ابن الندیم ).