ابومرارة. [ اَ ؟ ] (اِخ ) بحربن عبداﷲ. محدث است و از او معلی بن اسد روایت کند.
ابومراره
لغت نامه دهخدا
ابومرارة. [ اَ ؟ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن ابی سفیان برادر حنظلةبن ابی سفیان . تابعی است .
کلمات دیگر:
ابومرارة. [ اَ ؟ ] (اِخ ) بحربن عبداﷲ. محدث است و از او معلی بن اسد روایت کند.
ابومرارة. [ اَ ؟ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن ابی سفیان برادر حنظلةبن ابی سفیان . تابعی است .