کلمه جو
صفحه اصلی

ابومرثد

لغت نامه دهخدا

ابومرثد. [ اَ م َ ث َ ] (اِخ ) الغنوی . کنازبن حصین . حلیف حمزةبن عبدالمطلب . صحابی است .


ابومرثد. [ اَ م َ ث َ ] (اِخ ) غنوی . صحابی است .و رسول صلی اﷲ علیه و آله او را با عبادةبن صامت مؤاخات داد و او در خلافت ابوبکر به 66 سالگی درگذشت .



کلمات دیگر: