کلمه جو
صفحه اصلی

ادآب

لغت نامه دهخدا

ادآب . [ اِدْ ] (ع مص ) اِدآب در عمل ؛ مانده شدن از کار. || رنج دیدن . || در رنج انداختن . رنجانیدن . || مانده کردن . مانده گردانیدن . اِتعاب . اعیاء.



کلمات دیگر: