کلمه جو
صفحه اصلی

ازدآب

لغت نامه دهخدا

ازدآب . [ اِ دِ ] (ع مص ) برداشتن .(زوزنی ). چیزی چون مشک یا باری معتدل برداشته شتافتن . بار بر حسب طاقت خود برداشته شتافتن : اِزْدَاءَب َالقربة؛ برداشت مشک را و شتافت . (از منتهی الارب ).



کلمات دیگر: