کلمه جو
صفحه اصلی

ازیراکه

لغت نامه دهخدا

ازیراکه . [ اَ ک ِ ] (حرف ربط مرکب )ازیراک . زیرا که . از این رو که . چونکه :
ازیرا که بی فرّ و برز است شاه
ندارد همی راه شاهان نگاه .

فردوسی .




کلمات دیگر: