کلمه جو
صفحه اصلی

اسفرآباد

لغت نامه دهخدا

اسفرآباد. [ ] (اِخ ) نام موضعی به قم : این دیوار [ باروی محیط بقم ] به سرفت وجبل و کشویه و اسفراباد متصل شد. (تاریخ قم ص 35).



کلمات دیگر: