کلمه جو
صفحه اصلی

اسفندآباد

لغت نامه دهخدا

اسفندآباد. [ اِ ف َ ] (اِخ ) یکی از بلوکات کردستان . حد شمالی قراء گروس ، حد شرقی قراء مهران ، حدّ جنوبی سنقر و کلیائی و حدّ غربی ییلاق ، مرکز قروه ، عده ٔ قری 108.


اسفندآباد. [ اِ ف َ ] (اِخ ) قریه ای است در بلوک ورامین تهران . رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 358 شود.


اسفندآباد. [ اِ ف َ ] (اِخ ) دهی جزء بخش شهریار شهرستان تهران در 11000 گزی باختر مرکز بخش ، کنار رودخانه ٔ سیاه آب . دارای 89 تن سکنه . سردسیر. مالاریائی . آب آن از قنات . محصولات آن غلات ، بنشن ، پنبه ، چغندر قند،قلمستان . شغل اهالی زراعت . راه آن مالرو است . از طریق لم آباد می توان ماشین برد. محل قشلاق چند خانوار ازایل میش مست است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ص 12).



کلمات دیگر: