کلمه جو
صفحه اصلی

اصآء

لغت نامه دهخدا

اصآء. [ اِص ْ ] (ع مص ) اصآی جوجه ؛ به بانگ آوردن آن . (از قطر المحیط) (اقرب الموارد). به بانگ آوردن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: