اطرخرار. [ اِ رِ ] (ع مص ) اضطجاع . || تکبر کردن . || خشم کردن . تطاول . || از تخمه باد کردن . || کندبینایی چشم . || سیاه شدن شب . (از متن اللغة).
اطرخرار
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
اطرخرار. [ اِ رِ ] (ع مص ) اضطجاع . || تکبر کردن . || خشم کردن . تطاول . || از تخمه باد کردن . || کندبینایی چشم . || سیاه شدن شب . (از متن اللغة).