کلمه جو
صفحه اصلی

افآء

لغت نامه دهخدا

افآء. [ اِف ْ ] (ع مص ) در زمین تابان و لغزان درآمدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || شکافتن سر کسی را بزخم شمشیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: