کلمه جو
صفحه اصلی

الزاماً

لغت نامه دهخدا

الزاماً. [ اِ مَن ْ ] (ع ق ) به الزام . به اجبار. ناچار. قهراً. رجوع به الزام شود.



کلمات دیگر: