کلمه جو
صفحه اصلی

امیرالنحل

لغت نامه دهخدا

امیرالنحل . [ اَ رُن ْ ن َ ] (ع اِ مرکب ) شاه مگس . یعسوب : امیرالنحل برای سیاست بر سر و دربان از برای آلودگان بر در. (سندبادنامه ص 201). || (اِخ ) از القاب علی بن ابیطالب (ع ) است . (از حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 520) :
پس بکوفه مشهد پاک امیرالنحل را
همچو جیش نحل جوش انسی و جان دیده اند.

خاقانی (دیوان چ سجادی ص 90).




کلمات دیگر: