کلمه جو
صفحه اصلی

بشاخ چادر انداختن

لغت نامه دهخدا

بشاخ چادر انداختن . [ ب دَ / دُاَ ت َ ] (مص مرکب ) رجوع به بشاخ چادر افکندن شود:
از شکوفه هر طرف گشته نهالی جلوه گر
چون پریزدان چادرها بشاخ انداخته .

میرصیدی (از آنندراج ).




کلمات دیگر: