بلاانتظار. [ ب ِ اِ ت ِ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی ) + انتظار) بدون انتظار. (فرهنگ فارسی معین ). اتفاقاً. غیرمنتظر. نابیوسان .
بلاانتظار
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
بلاانتظار. [ ب ِ اِ ت ِ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی ) + انتظار) بدون انتظار. (فرهنگ فارسی معین ). اتفاقاً. غیرمنتظر. نابیوسان .