کلمه جو
صفحه اصلی

بنوسهوان

لغت نامه دهخدا

بنوسهوان . [ ب َ س َهَْ ] (ع ص مرکب ) کسانی را گویند که در انجام امور مهارت ندارند و ناپخته اند، باید در توصیه و تأکید اصرار ورزند. در مثل است : «ان المؤمنین بنوسهوان ». (المرصع).



کلمات دیگر: