کلمه جو
صفحه اصلی

بی آمرغ

لغت نامه دهخدا

بی آمرغ . [ م ُ ] (ص مرکب )بی قدر. بی ارزش . بی ارج . بی بها. بی فائده :
جوان تاش پیری نیامد بروی
جوانی بی آمرغ نزدیک اوی .

ابوشکور.


رجوع به آمرغ شود.


کلمات دیگر: