کلمه جو
صفحه اصلی

بی آور

لغت نامه دهخدا

بی آور. [ وَ ] (ص مرکب ) بی همال . (یادداشت بخطمرحوم دهخدا). بی چون . بی مانند. بی همال :
در کفایت بی نظیری در مروت بی بدیل
در سخاوت بی همالی در سخن بی آوری .

سوزنی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).


و رجوع به «آور» شود.


کلمات دیگر: