بیدعوی . [ دَ وا ] (ص مرکب ، ق مرکب ) (از: بی + دعوی ) بدون مرافعه . عاری از ادعا و درخواست . (ناظم الاطباء). و رجوع به دعوی شود.
بیدعوی
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
بیدعوی . [ دَ وا ] (ص مرکب ، ق مرکب ) (از: بی + دعوی ) بدون مرافعه . عاری از ادعا و درخواست . (ناظم الاطباء). و رجوع به دعوی شود.