کلمه جو
صفحه اصلی

بیماروان

لغت نامه دهخدا

بیماروان . [ مارْ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) بیماربان . بیماردار. پرستار. (یادداشت مؤلف ).



کلمات دیگر: