کلمه جو
صفحه اصلی

پوست آوردن

لغت نامه دهخدا

پوست آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) بر او پوست نوروئیدن چنانکه درخت و عضو سوخته و مجروح و جز آن .



کلمات دیگر: