تنورآشور. [ ت َ ] (اِ مرکب ) تنورشور. محراث . (محمودبن عمر از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). محضاء. مسعار. (یادداشت ایضاً). رجوع به تنورآشوب شود.
تنورآشور
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
تنورآشور. [ ت َ ] (اِ مرکب ) تنورشور. محراث . (محمودبن عمر از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). محضاء. مسعار. (یادداشت ایضاً). رجوع به تنورآشوب شود.