کلمه جو
صفحه اصلی

تیغزنان

لغت نامه دهخدا

تیغزنان . [ زَ ] (ق مرکب ) در حالت تیغ زدن . در حال جنگ و ستیز با شمشیر. || در حال شعاع افکندن . در حالت پرتوافشانی :
من شده فارغ که ز راه سحر
تیغزنان صبح درآمد زدر .

نظامی .




کلمات دیگر: