کلمه جو
صفحه اصلی

تیغور

لغت نامه دهخدا

تیغور. [ وَ ] (ص مرکب ) تیغدار. شمشیرزن :
بسته و خسته روند تیغوران پیش او
بسته به شست سبک خسته به گرزگران .

خاقانی .




کلمات دیگر: