کلمه جو
صفحه اصلی

جفاجوئی

لغت نامه دهخدا

جفاجوئی . [ ج َ] (حامص مرکب ) عمل جفاجو. جفاجو بودن . کار جفاجو. ستمگری . بیداد. ظلم . رجوع بجفا و ستمگری و ظلم شود.



کلمات دیگر: