کلمه جو
صفحه اصلی

چقا کبود

لغت نامه دهخدا

چقا کبود. [ چ َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از بخش چوار شهرستان ایلام که در 21 هزارگزی شمال باختری چوار و 21 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ ایلام به شاه آباد واقع است کوهستانی و سردسیر است و85 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ، محصولش غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری ، صنایع دستی قالیبافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).


چقا کبود. [ چ َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باوندپور بخش مرکزی شهرستان شاه آباد که در 23 هزارگزی جنوب خاوری شاه آباد و 2هزارگزی سیاسیا واقع است دشت و سردسیر است و 670 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ راوند. محصولش غلات ، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . اهالی این آبادی که از طایفه ٔ سیاسیا هستند. در زمستان به گرمسیر کاسه گران میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).


چقا کبود. [ چ َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش حومه ٔ مرکزی شهرستان کرمانشاه که در 6 هزارگزی شمال کرمانشاه و باختر راه شوسه ٔ کرمانشاه به طاق بستان واقع است . دشت و سردسیر است و 300 تن سکنه دارد. آبش از سراب طاق بستان و چشمه . محصولش غلات ، حبوبات ،صیفی ، لبنیات و مختصر میوه جات ، و شغل بیشتر اهالی زراعت است . عده ای از آنان نیز کارگر تصفیه خانه ٔ نفت کرمانشاه میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).



کلمات دیگر: