کلمه جو
صفحه اصلی

چقازرد

لغت نامه دهخدا

چقازرد. [ چ َ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماهیدشت پائین بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان که در دو هزاروپانصدگزی شمال رباط ماهیدشت و یکهزاروپانصدگزی کلیائی واقع است . دشت و سردسیر است و 235 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ مرک ،محصولش غلات ، حبوبات ، صیفی و لبنیات ، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است ولی در تابستان اتومبیل هم میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).


چقازرد. [ چ َ زَ ] (اِخ ) محلی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شاه آبادکه در 12 هزارگزی شمال شوسه ٔ شاه آباد به قصر شیرین واقع است . کوهستانی و سردسیر است و 455 تن سکنه دارد. آبش از چاه ، محصولش غلات دیم و لبنیات ، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است ولی در تابستان از سراب حنان اتومبیل هم میتوان برد. اهالی این محل عموماً در زمستان برای تعلیف احشام بحدود باغچه و قطار قصرشیرین میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).



کلمات دیگر: