کلمه جو
صفحه اصلی

خرابی بار آوردن

لغت نامه دهخدا

خرابی بار آوردن . [ خ َ وَ دَ ] (مص مرکب ) بی آبرویی بار آوردن . کاری کردن که نتیجه بد بدهد. کاری را ببدی بردن . || پلیدی کردن . (یادداشت بخط مؤلف ).



کلمات دیگر: