کلمه جو
صفحه اصلی

خم ابرو ترش شدن

لغت نامه دهخدا

خم ابرو ترش شدن . [ خ َ م ِ اَ ت ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ابرو ترش شدن . (آنندراج ). اخم کردن . ابرو برهم افکندن :
حیف آیدم که آن خم ابرو ترش شود
بهر نظارگی تو ضبط نگاه بس .

نظیری (از آنندراج ).




کلمات دیگر: