خمارناک . [ خ ُ ] (ص مرکب ) خمارگونه . (یادداشت بخط مؤلف ).
- چشم خمارناک ؛ چشمی که از خمار کم نور شده باشد. (ناظم الاطباء).
- || چشم بیمار. عین مریضه .
خمارناک
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
خمارناک . [ خ ُ ] (ص مرکب ) خمارگونه . (یادداشت بخط مؤلف ).
- چشم خمارناک ؛ چشمی که از خمار کم نور شده باشد. (ناظم الاطباء).
- || چشم بیمار. عین مریضه .