خوارزار. [ خوا / خا ] (ص مرکب ) خوار و زار. نزار. بدبخت . (یادداشت بخط مؤلف ). ضَرِع . ضَروع . (منتهی الارب ).
خوارزار
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
خوارزار. [ خوا / خا ] (ص مرکب ) خوار و زار. نزار. بدبخت . (یادداشت بخط مؤلف ). ضَرِع . ضَروع . (منتهی الارب ).