کلمه جو
صفحه اصلی

خوری آباد

لغت نامه دهخدا

خوری آباد. (اِخ ) دهی است ازدهستان جوانرود بخش پاوه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در جنوب خاوری پاوه و جاده ٔ اتومبیل رو کرمانشاه به پاوه .این ده کوهستانی و سردسیر است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و مختصر توتون و شغل اهالی زراعت . راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


خوری آباد. [ خوِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پهلوی دژ بخش بانه ٔ شهرستان سقز، واقع در جنوب خاوری بانه و شمال عباس آباد. این دهکده کوهستانی و سردسیر و با 255 تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول غلات و توتون و ارزن و زغال . شغل اهالی زراعت و زغال فروشی . راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).



کلمات دیگر: