کلمه جو
صفحه اصلی

خوش آیین

لغت نامه دهخدا

خوش آیین . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) خوش نقش و نگار. خوش زینت . (یادداشت بخط مؤلف ) :
کافران چون جنس سجّین آمدند
سجن دنیا را خوش آیین آمدند.

مولوی .




کلمات دیگر: