کلمه جو
صفحه اصلی

خوکبان

لغت نامه دهخدا

خوکبان . (ص مرکب ) خوک چران .(ناظم الاطباء). || حافظ خوک . نگاهدارنده ٔخوک . آنکه بوضع و حال خوک رسیدگی می کند. خوک وان .



کلمات دیگر: