دناة. [ دَ ] (ع مص ) ناکس شدن . (از المصادر زوزنی چ بینش ص 93). و رجوع به دنو و دناوة شود.
دناه
لغت نامه دهخدا
دناة. [ دُ ] (ع ص ) ج ِ دانی ، به معنی نزدیک . (از اقرب الموارد). رجوع به دانی شود.
کلمات دیگر:
دناة. [ دَ ] (ع مص ) ناکس شدن . (از المصادر زوزنی چ بینش ص 93). و رجوع به دنو و دناوة شود.
دناة. [ دُ ] (ع ص ) ج ِ دانی ، به معنی نزدیک . (از اقرب الموارد). رجوع به دانی شود.