کلمه جو
صفحه اصلی

دوپرویزنی

لغت نامه دهخدا

دوپرویزنی . [ دُ پ َ زَ ] (ص نسبی ) میده که دوباره بیخته شده باشد. (غیاث ). در آنندراج به غلط معده که دوبار پخته باشند ضبط شده است . (یادداشت لغتنامه ) :
حریری رقاق دوپرویزنی
چو مهتاب تابنده از روشنی .

نظامی .




کلمات دیگر: