کلمه جو
صفحه اصلی

دورافشاره

لغت نامه دهخدا

دورافشاره . [ اِ رَ / رِ ] (ص مرکب ) دورافشارنده .که به فاصله بسیار پراند (صفتی ایر را در انزال ):
زین سرابونی یک اندامی درشتی پردلی
مغکلاهی مغرویی دیرآب و دورافشاره ای .

سوزنی .




کلمات دیگر: