کلمه جو
صفحه اصلی

دورگوی

لغت نامه دهخدا

دورگوی . (نف مرکب ) گوینده از دور. متکلم از فاصله ٔ بسیار. || (اِ مرکب ) مؤلف این کلمه را بجای کلمه ٔ رادیو برگزیده است .



کلمات دیگر: